السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

486

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

است بسيط مىباشد و مركب از جنس و فصل نيست ؛ زيرا اگر مركب از جنس و فصل باشد باز فصل آن به نوبهء خود ، مركب از جنس و فصل ديگرى است . و هكذا تا بى نهايت ، كه از اين لازم مىآيد در وجود يك فصل ، انواع و فصول بىشمارى نهفته باشد و تا بىنهايت سلسله‌وار به پيش رود كه اين بداهتاً باطل است . سخن در صورت هم كه همان فصل به شرط لا است بدين منوال مىباشد ، زيرا صورت هم اگر مركب از جنس و فصل ديگرى باشد خواه در خارج يا در ذهن اين مستلزم آن است كه هر صورتى نوع مستقلى باشد و به عدد هر صورت انواع جديدى پديد آيد . جواب از اشكال بر نفس متن وأمّا النّفس المجرّدة فهى باعتبار أَنّها . . . فهى ماديّةٌ فى فعلها لا فى ذاتها . ترجمه و اما نفس مجرد ، به اعتبار اين‌كه فصل نوع هست حيثيت آن حيثيت وجود ناعتى است . و قبلًا دانستى « 1 » كه براى وجود ناعتى ماهيتى نيست . اما از حيث تجردش ذاتاً ( مطلب به گونه‌اى ديگر است ؛ زيرا ) تجردش مصحح وجود لنفسه آن مىباشد . همان‌طور كه او موجود فى نفسه هم هست ، در حالىكه نفس ( به حيث سوم خود ) تمام حقيقت نوع مىباشد و جوهر بر او صدق مىكند . پس او نوع جوهرى مىباشد ، نوعى كه نفس ( ناعتى ) جزء صورى ( يعنى فصل ) براى آن مىباشد . ( و بدين لحاظ ) ديگر صورت نخواهد بود . و اين مطلب ( يعنى وجود لنفسه ) منافات با اين ندارد كه وجود نفس براى ماده نيز باشد ؛ زيرا اين تعلق در مقام فعل است نه در مقام ذات آن . پس ، نفس در فعل خود مادى است ، نه در ذاتش .

--> ( 1 ) . در فصل اول از مرحلهء دوم